خانه / گوناگون / بر اساس آیه ۶۰ سوره توبه دریافت کنندگان صدقه چند دسته هستند

بر اساس آیه ۶۰ سوره توبه دریافت کنندگان صدقه چند دسته هستند

-اساس-ایه-60-سوره-توبه-دریافت-کنندگان-صدقه-چند-دسته-هستند-1-300x167

إِنَّمَا الصدَقَت لِلْفُقَرَاءِ وَ الْمَسكِینِ وَ الْعَمِلِینَ عَلَیهَا وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبهُمْ وَ فى الرِّقَابِ وَ الْغَرِمِینَ وَ فى سبِیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السبِیلِفَرِیضةً مِّنَ اللَّهِوَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَكیمٌ‏(۶۰)

ترجمه:

۶۰ -زكات مخصوص فقراء و مساكین و كاركنانى است كه براى ( جمع‏آورى ) آن كار مى‏كنند ، و كسانى كه براى جلب محبتشان اقدام مى‏شود ، و براى ( آزادى ) بردگان ، و بدهكاران ، و در راه ( تقویت آئین ) خدا ، و واماندگان در راه ، این یك فریضه ( مهم ) الهى است و خداوند دانا و حكیم است .

تفسیر : مصارف زكات و ریزه‏كاریهاى آن

در تاریخ اسلام دو دوران مشخص دیده مى‏شود ، دوران مكه كه همت پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) و مسلمانان در آن مصروف تعلیم و تربیت نفرات و آموزش و تبلیغ مى‏شد ، و دوران مدینه كه پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) در آن دست به تشكیل حكومت اسلامى و پیاده كردن و اجراى تعلیمات اسلام ، از طریق این حكومت صالح زد .

بدون شك یكى از ابتدائى و ضرورى‏ترین مساله ، به هنگام تشكیل حكومت تشكیل بیت المال است كه به وسیله آن نیازهاى اقتصادى حكومت بر آورده شود ، نیازهائى كه در هر حكومتى بدون استثناء وجود دارد .

به همین دلیل یكى از نخستین كارهائى كه پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) در مدینه انجام داد تشكیل بیت المال بود كه یكى از منابع آنرا زكات تشكیل مى‏داد ، و طبق مشهور

تفسیر نمونه ج : ۸ص :۴

این حكم در سال دوم هجرت پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) تشریع شد .

البته همانگونه كه بعدا به خواست خدا اشاره خواهیم كرد ، حكم زكات قبلا در مكه نازل شده بود ، اما نه به صورت وجوب جمع‏آورى در بیت المال ، بلكه خود مردم اقدام به پرداخت آن مى‏كردند ، ولى در مدینه دستور جمع‏آورى و تمركز آن از ناحیه خداوند در آیه ۱۰۳ توبه صادر گردید .

آیه مورد بحث كه مسلما بعد از آیه وجوب اخذ زكات نازل شده ، ( هر چند در قرآن از آن ذكر گردیده است ) مصارف گوناگون زكات را بیان مى‏كند .

و جالب اینكه آیه ، با كلمه انما كه دلیل بر انحصار است ، آغاز شده ، و این نشان مى‏دهد كه بعضى از افراد خود خواه ، یا بى‏خبر ، انتظار داشتند بدون هیچگونه استحقاق ، سهمى از زكات دریافت دارند كه با كلمه انما دست رد به سینه همه آنها زده شده است .

در دو آیه قبل از این آیه ، نیز این معنى منعكس بود كه بعضى بر پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) خرده مى‏گرفتند كه چرا سهمى از زكات را در اختیار آنها نمى‏گذارد و حتى در صورت محروم شدن از آن خشمگین مى‏شدند ، اما به هنگام برخوردارى ابراز رضایت مى‏كردند .

به هر حال آیه فوق به روشنى مصارف واقعى زكاترا بیان كرده ، و به تمام توقعات بیجا پایان مى‏دهد ، و آنرا در هشت مصرف خلاصه مى‏كند:

۱ -فقراء نخست مى‏گوید : صدقات و زكات براى فقیران است ( انما الصدقات للفقراء) .

۲ -مساكین ( و المساكین ) .

در اينكه فقير و مسكين با هم چه تفاوتى دارند بحثى است كه در پايان تفسیر آیه خواهد آمد .

۳ -عاملان و جمع‏آورى كنندگان زكات ( و العاملين علیها) .

این گروه در حقیقت كارمندان و كاركنانى هستند كه براى جمع‏آورى

تفسیر نمونه ج : ۸ص :۵

زكات و اداره بیت المال اسلام تلاش و كوشش مى‏كنند ، و آنچه به آنها داده مى‏شود در حقیقت به منزله مزد و اجرت آنها است ، و لذا فقر در این گروه به هیچوجه شرط نیست .

۴ -مؤلفة قلوبهم یعنى كسانى كه انگیزه معنوى نیرومندى براى پیشبرد اهداف اسلامى ندارند ، و با تشویق مالى مى‏توان تالیف قلب ، و جلب محبت آنان نمود ( و المؤلفة قلوبهم ) .

توضیح بیشتر درباره این گروه بعدا خواهد آمد .

۵ -آزاد ساختن بردگان ( و فى الرقاب) .

یعنى سهمى از زكات ، تخصیص به مبارزه با بردگى ، و پایان دادن به این موضوع ضد انسانى ، داده مى‏شود ، و همانگونه كه در جاى خود گفته‏ایم برنامه اسلام در مورد بردگان برنامه آزادى تدریجى است كه نتیجه نهائیش آزاد ساختن همه بردگان بدون روبرو شدن به واكنشهاى نامطلوب اجتماعى آن مى‏باشد ، و تخصیص سهمى از زكات ، به این موضوع ، گوشه‏اى از این برنامه را تشكیل مى‏دهد .

۶ -اداء دین بدهكاران و آنها كه بدون جرم و تقصیر زیر بار بدهكارى مانده و از اداى آن عاجز شده‏اند ( و الغارمین) .

۷ -در راه خدا ( و فى سبیل الله) .

همانگونه كه در پایان آیه اشاره خواهیم كرد منظور از آن تمام راههائى است كه به گسترش و تقویت آئین الهى منتهى شود ، اعم از مساله جهاد و تبلیغ و مانند آن .

۸ -واماندگان در راه ( و ابن السبیل) .

یعنى مسافرانى كه بر اثر علتى در راه مانده ، و زاد و توشه و مركب كافى براى رسیدن به مقصد ندارند ، هر چند افراد فقیر و بى‏بضاعتى نیستند ، ولىبر اثر

تفسیر نمونه ج : ۸ص :۶

دزدزدگى ، یا بیمارى ، یا گم كردن اموال خود ، و یا علل دیگر ، به چنین وضعى افتاده‏اند ، اینگونه اشخاص را باید از طریق زكات به مقدارى كه براى رسیدن به مقصد لازم است بى‏نیاز ساخت .

در پایان آیه به عنوان تاكید روى مصارف گذشته مى‏فرماید : این فریضه الهى است ( فریضة من الله) .

و بدون شك این فریضه ، حساب شده ، و كاملا دقیق ، و جامع مصلحت فرد و اجتماع است ، زیرا خداوند دانا و حكیم است ( و الله علیم حكیم) .

در اینجا به چند نكته باید توجه كرد:

۱- فرق میان فقیر و مسكین

در میان مفسران گفتگو است كه آیا فقیر و مسكین ، مفهوم واحدى دارند و به عنوان تاكید در آیه فوق ذكر شده‏اند ؟ و بنابراین مصارف زكات ، هفت مصرف مى‏شود ، و یا اینكه دو مفهوم مخالف دارند ؟ غالب مفسران و فقها احتمال دوم را پذیرفته‏اند ، ولى در میان طرفداران این عقیده ، نيز در تفسیر اين دو كلمه ، گفتگوهاى زیادى است ، اما آنچه نزدیكتر به نظر مى‏رسد این است كه فقیر به معنى كسى است كه در زندگى خود كمبود مالى دارد ، هر چند مشغول كسب و كارى باشد و هرگز از كسى سؤال نكند ، اما مسكین كسى است كه نیازش شدیدتر است و دستش از كار كوتاه است ، و به همین جهت از این و آن سؤال مى‏كند .

شاهد این موضوع ، نخست ریشه لغت مسكین است كه از ماده سكون گرفته شده ، گویا چنین كسى بر اثر شدت فقر ، ساكن و زمینگیر شده است .

دیگر اینكه ملاحظه موارد استعمال این دو كلمه در قرآن معنى فوق را تایید

تفسیر نمونه ج : ۸ص :۷

مى‏كند ، از جمله در آیه ۱۶ سوره بلد مى‏خوانیم : او مسكینا ذا متربة : یا مسكین خاك‏نشینى را اطعام كند و در آیه ۸ سوره نساء مى‏خوانیم : و اذا حضر القسمة اولوا القربى و الیتامى و المساكین فارزقوهم : هر گاه خویشاوندان و یتیمان و مسكینان ، در موقع تقسیم ارث ، حضور یابند ، چیزى از آن به آنها ببخشید از این تعبیر استفاده مى‏شود كه منظور از مساكین سائلانى است كه گاه در این مواقع حضور مى‏یابند .

و در آیه ۲۴ سوره قلم مى‏خوانیم ان لا يدخلنها اليوم عليكم مسكين : امروز هیچ مسكینى نباید در محوطه زراعت شما حضور یابد ! كه اشاره به – سائلان است .

همچنین تعبیر به اطعام مسكین یا طعام مسكین در آیات متعددى از قرآن نشان مى‏دهد كه مساكین افراد گرسنه‏اى هستند كه حتى نیاز به یك وعده غذا دارند .

در حالى كه از پاره‏اى از موارد استعمال كلمه فقیر در قرآن به خوبى استفاده مى‏شود كه افراد آبرومندى كه هرگز روى سؤال ندارند اما گرفتار كمبود مالى هستند ، در مفهوم این كلمه واردند ، مانند آنچه در آیه ۲۷۳ سوره بقره دیده مى‏شود للفقراء الذین احصروا فى سبیل الله لا یستطیعون ضربا فى الارض یحسبهم الجاهل اغنیاء من التعفف : انفاق براى فقیرانى است كه در راه خدا گرفتار شده‏اند ، و آنچنان ظاهر خویش را حفظ مى‏كنند كه جاهل از شدت عفت نفس آنان ، چنین مى‏پندارد كه غنى و بى‏نیازند .

از همه اينها گذشته در روايتى كه محمد بن مسلم از امام صادق (علیه‏السلام‏) يا امام باقر (علیه‏السلام‏) نقل كرده مى‏خوانیم كه از آنحضرت درباره فقير و مسكين سؤال كردند ، فرمود : الفقیر الذى لا یسئل و المسكین الذى هو اجهد منه الذى یسئل : فقیر كسى است كه سؤال نمى‏كند ، و مسكین حالش از او سختتر است ،

تفسیر نمونه ج : ۸ص :۸

و كسى است كه از مردم سؤال و تقاضا مى‏كند ( ۱) .

همين مضمون در حديث ديگرى از ابو بصير از امام صادق (علیه‏السلام‏) نقل شده است ، و هر دو صراحت در مفهوم فوق دارد .

البته پاره‏اى از قرائن گواهى بر خلاف آنچه در بالا گفتیم مى‏دهد ، ولى هر گاه مجموع قرائن موجود را در نظر بگیریم ، روشن مى‏شود كه حق همان است كه در بالا گفته شد .

۲- آیا لازم است زكات به هشت قسمت مساوى تقسیم شود ؟

بعضى از مفسران یا فقهاء عقیده دارند كه ظاهر آیه فوق این است كه باید زكات مال به هشت سهم مساوى تقسیم گردد ، و هر كدام در مصرف خود صرف شود ، مگر اینكه مقدار زكات بقدرى ناچیز باشد كه نتوان آنرا به هشت سهم قابل ملاحظه تقسیم كرد .

ولى اكثریت قاطع فقها بر اینند كه اصناف هشتگانه فوق مواردى است كه صرف زكات در آنها مجاز است ، و تقسیم كردن در آن واجب نیست .

سیره قطعى پیغمبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) وامامان اهلبيت (علیهم‏السلام‏) و یاران آنها نیز این معنى را تایید مى‏كند ، به علاوه با توجه به اینكه زكات یك مالیات اسلامى است و حكومت اسلامى موظف است آنرا از مردم وصول كند ، و هدف از تشریع آن رفع نیازمندیهاى گوناگون جامعه اسلامى مى‏باشد ، طبعا چگونگى مصرف آن در این مصارف هشتگانه بستگى به ضرورتهاى اجتماعى از یكسو ، و نظر حكومت اسلامى از سوى دیگر دارد .

تفسیر نمونه ج : ۸ص :۹

۳- در چه زمانى زكات واجب شد ؟

از آیات مختلف قرآن از جمله آیه ۱۵۶ سوره اعراف ، و آیه ۳ سوره نمل ، و آیه ۴ سوره لقمان ، و آیه ۷ سوره فصلت كه همه از سوره‏هاى مكى هستند ، چنین استفاده مى‏شود كه حكم وجوب زكات در مكه نازل شده است ، و مسلمانان موظف به انجام این وظیفه اسلامى بوده‏اند ، ولى به هنگامى كه پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) به مدینه آمد و پایه حكومت اسلامى را گذارد و طبعا نیاز به تشكیل بیت المال پیدا كرد ، از طرف خداوند ماموریت یافت كه زكات را از مردم شخصا بگیرد ( نه اینكه خودشان به میل و نظر خود در مصارف آن صرف كنند ) .

آیه شریفه خذ من اموالهم صدقة … ( سوره توبه ۱۰۳ ) در این هنگام نازل ، شد ، و مشهور این است كه این در سال دوم هجرت بود ، سپس مصارف زكات به طور دقیق در آیه مورد بحث كه آیه ۶۰ سوره توبه است بیان گردید ، و جاى تعجب نیست كه تشریع اخذ زكات در آیه ۱۰۳ باشد و ذكر مصارف آن كه مى‏گویند در سال نهم هجرت نازل شده در آیه ۶۰ ، زیرا مى‏دانیم آیات قرآن بر طبق تاریخ نزول جمع‏آورى نشده ، بلكه به فرمان پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) هر كدام در مورد مناسب قرار داده شده است .

۴- منظور از مؤلفة قلوبهم چه اشخاصى هستند ؟

آنچه از تعبیر مؤلفة قلوبهم فهمیده مى‏شود آن است كه یكى از مصارف زكات كسانى هستند كه به خاطر ایجادالفت و محبت به آنها زكات داده مى‏شود ، ولى آیا منظور از آن كفار و غیر مسلمانانى است كه به خاطر استفاده از همكارى آنها در جهاد از طریق كمك مالى تشویق مى‏شوند ؟ یا مسلمانان ضعیف الایمان را نیز شامل مى‏گردد ؟

تفسیر نمونه ج : ۸ص :۱۰

همانگونه كه در مباحث فقهى گفته‏ایم مفهوم آیه ، و همچنین پاره‏اى از روایات كه در این زمینه وارد شده مفهوم وسیعى دارد ، و تمام كسانى را كه با تشویق مالى ، از آنها به نفع اسلام و مسلمین جلب محبت مى‏شود ، در بر مى‏گیرد ، و دلیلى بر تخصیص آن به كفار نیست .

۵- نقش زكات در اسلام

با توجه به اینكه اسلام به صورت یك مكتب صرفا اخلاقى ، و یا فلسفى و اعتقادى ، ظهور نكرد ، بلكه به عنوان یك آئین جامع كه تمام نیازمندیهاى مادى و معنوى در آن پیش‏بینى شده ، پا به عرصه ظهور گذاشت ، و نیز با توجه به اینكه اسلام ، از همان عصر پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) ، با تاسیس حكومت همراه بود ، و همچنین با توجه به اینكه اسلام توجه خاصى به حمایت از محرومان و مبارزه با فاصله طبقاتى دارد ، روشن مى‏شود كه نقش بیت المال ، و زكات كه یكى از منابع درآمد بیت المال است ، از مهمترین نقشها است .

شك نیست كههر جامعه‏اى داراى افرادى از كار افتاده ، بیمار ، یتیمان بى‏سرپرست ، معلولین ، و امثال آنها میباشد كه باید مورد حمایت قرار گیرند .

و نیز براى حفظ موجودیت خود در برابر هجوم دشمن ، نیاز به سربازان مجاهدى دارد كه هزینه آنها از طرف حكومت پرداخته مى‏شود ، همچنین كارمندان حكومت اسلامى ، دادرسان و قضات ، و نیز وسائل تبلیغاتى و مراكز دینى ، هر كدام نیازمند به صرف هزینه‏اى است كه بدون یك پشتوانه مالى منظم ، و مطمئن ، سامان نمى‏پذیرد .

به همین دلیل در اسلام مساله زكات كه در حقیقت یكنوع مالیات بر – درآمد و تولید ومالیات بر ثروت راكد محسوب مى‏شود ، از اهمیت خاصى برخوردار است ، تا آنجا كه در ردیف مهمترین عبادات قرار گرفته ، و در بسیارى

تفسیر نمونه ج : ۸ص :۱۱

از موارد با نماز همراه ذكر شده ، و حتى شرط قبولى نماز شمرده شده است ! حتى در روایات اسلامى مى‏خوانیم كه اگر حكومت اسلامى از شخص ، یا اشخاصى ، مطالبه زكات كند ، و آنها در برابر حكومت ، ایستادگى كنند و سرباز زنند ، مرتد محسوب مى‏شوند ، و در صورتى كه اندرزها در مورد آنها سود ندهد ، توسل به نیروى نظامى ، در مقابل آنها جایز است ، داستان اصحاب رده ( همان گروهىكه بعد از پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) سر از پرداخت زكات باز زدند و خليفه وقت به مبارزه با آنها برخاست و حتى على (علیه‏السلام‏) این مبارزه را امضاء كرد و شخصا یكى از پرچمداران در میدان جنگ بود ) در تواریخ اسلام مشهور است .

در روايتى از امام صادق (علیه‏السلام‏) مى‏خوانیم : من منع قیراطا من الزكاة فلیس هو بمومن ، و لا مسلم ، و لا كرامة ! : كسى كه یك قیراط از زكات را نپردازد نه مؤمن است و نه مسلمان و ارزشى ندارد .

جالب توجه اینكه از روایات استفاده میشود كه حدود و مقدار زكات آن چنان دقیقا در اسلام تعیین شده ، كه اگر همه مسلمانان زكات اموال خویش را بطور صحیح و كامل بپردازند ، هیچ فردى فقیر و محروم در سرتاسر كشور اسلامى باقى نخواهد ماند .

در حديثى از امام صادق (علیه‏السلام‏) مى‏خوانیم و لو ان الناس ادوا زكاة اموالهم ما بقى مسلم فقيرا محتاجا ! … و ان الناس ما افتقروا ، و لا احتاجوا ، و لا جاعوا ، و لا عروا ، الا بذنوب الاغنیاء ! : اگر همه مردم زكات اموال خود را بپردازند مسلمانى فقیر و نیازمند ، باقى نخواهد ماند ، و مردم فقیر و محتاج و گرسنه و برهنه نمى‏شوند مگر به خاطر گناه ثروتمندان ! و نیز از روایاتاستفاده مى‏شود كه اداى زكات باعث حفظ اصل مالكیت و

تفسیر نمونه ج : ۸ص :۱۲

تحكیم پایه‏هاى آنست ، بطورى كه اگر مردم این اصل مهم اسلامى را فراموش كنند شكاف و فاصله میان گروهها آنچنان مى‏شود كه اموال اغنیاء نیز به خطر خواهد افتاد .

در حديثى از امام موسى بن جعفر (علیه‏السلام‏) مى‏خوانیم حصنوا اموالكم بالزكاة : اموال خود را بوسیله زكات حفظ كنید .

همین مضمون از پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) و امير مومنان على (علیه‏السلام‏) نیز در احادیث دیگر نقل شده است .

براى اطلاع بیشتر از این احادیث به ابوابیك و سه و چهار و پنج از ابواب زكات از جلد ششم وسائل مراجعه فرمائید .

۶ -آخرین نكته‏اى كه توجه به آن لازم است اين است كه در آیه مورد بحث در مورد چهار گروه كلمه لام ذكر شده ( انما الصدقات للفقراء و المساكين و العاملين علیها و المؤلفة قلوبهم ) و اين تعبير معمولا نشانه ملكيت است .

ولى در مورد چهار گروه دیگر كلمه فى آمده است ( و فى الرقاب و الغارمین و فى سبیل الله و ابن السبیل ) و این تعبیر معمولا براى بیان مصرف است .

در ميان مفسران در تفسیر اين اختلاف تعبير گفتگو است ، بعضى معتقدند كه گروه چهارگانه اول ، مالك زكات ، مى‏شوند ، و گروه چهارگانه دوم ، مالك ، نخواهند شد ، و تنها جایز است زكات در مورد آنان مصرف گردد .

بعضى دیگر معتقدند كه این اختلاف تعبیر اشاره به نكته دیگرى است و

تفسیر نمونه ج : ۸ص :۱۳

آن اینكه گروه چهارگانه دوم استحقاق بیشترى براى زكات دارند ، زیرا كلمه فى براى بیان ظرفیت است ، گویا این گروه چهارگانه ظرف زكات مى‏باشند و زكات مظروف آنها است ، در حالى كه گروههاى نخستین چنین نیستند .

ولى ما در اینجا احتمال دیگرى را انتخاب كرده‏ایم و آن اینكه شش گروه فقراء ، مساكین ، عاملين علیها ، مؤلفة قلوبهم ، غارمین ، و ابن السبیل كه بدون فى ذكر شده‏اند یكسان مى‏باشند و عطف بر یكدیگر و دو گروه دیگر كه فى الرقاب و فى سبیل الله است و با كلمه فى بیان گردیده ، وضع خاصى دارند ، شاید این تفاوت تعبیر از این نظر باشد كه گروههاى ششگانه مى‏توانند مالك زكات شوند ، و مى‏توان زكات را به خود آنها پرداخت ( حتى بدهكاران و كسانى كه از اداى دین خود ناتوانند ، البته در صورتى كه اطمینان داشته باشیم آنرا در مورد اداى دین خود مصرف مى‏كنند ) .

ولى دو گروه مالك زكات نمى‏شوند ، و نمى‏توان به آنها پرداخت ، بلكه باید در مورد آنها مصرف گردد ، مثلا بردگان را باید از طریق زكات خرید و آزاد كرد ، روشن است كه آنها در این صورت مالك زكات نمى‏شوند ، و همچنین مواردى كه تحت عنوان فى سبیل الله مندرج است ، از قبیل هزینه جهاد ، تهیه اسلحه و یا ساختن مسجد و مراكز دینى و مانند آنها هیچیك مالك زكات نیستند ، بلكه مصرف آنند .

و به هر حال این تفاوت در تعبیر نشان مى‏دهد كه تا چه اندازه تعبیرات قرآن حساب شده است .

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme