خانه / گوناگون / بیماری پارکینسون

بیماری پارکینسون

-پارکینسون-1-270x300

بيماري پاركينسون يك بيماري دستگاه عصبي مركزي در بزرگسالان مسن تر كه مشخصه آن سفتي عضلاني پيشرونده تدريجي ، لرزش و از دست رفتن مهارت هاي حركتي است . اين اختلال هنگام رخ مي دهد كه نواحي خاصي از مغز توانايي خود در توليد دوپامين (يكي از ناقلين عصبي در مغز) را از دست مي دهند.

پاركينسون از جمله بيماريهاي مغز و اعصاب در سنين بعد از ‪ ۶۰‬سالگي است از هر ‪ ۱۰۰‬نفر بالاي ‪ ۶۰‬سال يك نفر به پاركينسون مبتلا مي‌شوند.البته اين بيماري گاه در افراد جوانتر هم ديده مي‌شود كه پنج تا ‪ ۱۰‬درصد بيماران را تشكيل مي‌دهند.

بعد از آلزايمر، پاركينسون شايع‌ترين بيماري مخرب اعصاب به حساب مي‌آيد پاركينسون بيماري مزمن و پيشرونده‌اي است كه در آن سلولهاي ترشح‌كننده دوپامين در جسم سياه در مغز مي‌ميرند و در فقدان دوپامين حركات بدن نامنظم مي شود.

پاركينسون بر اساس دو علامت يا بيشتر از چهار علامت اصلي بيماري مشخص مي شود. ارتعاش و لرزش دست و پا در حالت استراحت ، كندي حركات ، سختي و خشك شدن دست و پا و بدن و نداشتن تعادل اين چهار علامت اصلي را تشكيل مي‌دهند.

در مراحل اوليه بيماري، ارتعاش اندام ملايم و معمولا در يك طرف بدن وجود دارد و احتياجي نيز به درمان ندارد اما با پيشرفت بيماري فردي كه دست لرزان خود را در جيب يا پشت خود پنهان مي‌كند يا چيزي را براي كنترل ارتعاش مدام در دست مي‌گيرد، ديگر قادر به پنهان كردن لرزشهاي شديد اندام به ويژه به هنگامي كه مي‌خواهد تمركز بيشتري به خود دهد نيست.

لرزش معمولا بيش از هر محدوديتي تاثير منفي بر روان بيمار دارد. كم كم تكه كردن غذا ، لباس پوشيدن ، اصلاح و استحمام وقت زيادي از بيمار مي‌گيرد حركات بيمار مثل نشستن و برخاستن از صندلي و راه رفتن او اهسته مي‌شود و بيمار حالت قوز پيدا مي‌كند، صداي او يكنواخت و نگاه او خيره و بدون احساس مي‌شود.

پيشرفت پاركنيسون معمولا تدريجي است و سرعت آن از فردي به فرد ديگر فرق مي‌كند.

هدف از درمان بيماران با داروي ال‌دوپا، جلوگيري از ناتوان شدن و از كار افتادگي بيمار مبتلا است. اغلب اين بيماران نيازمند دريافت داروهاي اعصاب و روان نيز هستند.

در چنين روزي در سال ‪” ۱۸۶۳‬هوگو مونشتربرگ” روان شناس و فيلسوف آلماني الاصل آمريكايي، يكي از پيشگامان رفتار گرايي و يكي از بنيانگذاران طب كار و پزشكي صنعتي متولد شد.

او يكي از نخستين كساني است كه به تاثيرات فيزيكي و اجتماعي بر نيروي كار و مشكلات و خستگي كارگران توجه كرد.

تا پيش از ساخت داروي “ال -دوپا” در ‪ ،۱۹۶۸‬درمان بيماري پاركينسون از طريق جراحي پدانكولوومي انجام مي‌شد.

علايم شايع
لرزش ، به خصوص در حالت عدم حركت اندام
سفتي عضلاني و كندي حركت در كل بدن
راه رفتن نامتناسب به حالتي كه پاها به زمين كشيده مي شوند و فاصله پاها از هم بيشتر از حالت طبيعي است .
قامت خميده
از بين رفتن حالت چهره
تغييرات صدا؛ صدا ضعيف و بم مي شود.
اختلال بلع ، آبريزش دهان
توانايي ذهني تا مراحل پيشرفته بدون تغيير مي ماند و در مراحل پيشرفته به آهستگي كاهش مي يابد.
افسردگي ، عصبي بودن

این بیماری بر اساس چهار علامت مخصوص آن مشخص می شود:
• ارتعاش دست و پا در حالت استراحت (لرزش بیمار همزمان با ارتعاش دست و پا در حالت استراحت)
• آرام شدن حرکت (برادیکینسیا / Bradykinesia)
• سختی حرکت (و خشک شدن) دست و پا یا بدن
• تعادل بد (تعادل ضعیف)

در حالی که دو یا بیشتر از این علایم در بيمار دیده شود، مخصوصا ً وقتی که در یک سمت بیشتر از سمت دیگر پدیدار شود، تشخیص پارکینسن داده می شود مگر اینکه علایم دیگری همزمان وجود داشته باشد که بیماری دیگری را نمایان کند. بيمار ممکن است در اوایل، بیماری را با لرزش دست و پا یا با ضعیف شدن حرکت احساس کند و دریابد که انجام هر کاری بیشتر از حد معمول طول می کشد و یا اینکه سختی و خشک شدن حرکت دست و ضعف تعادل را تجربه می کند. اولین نشانی های پارکینسون مجموعه ای متفاوت از ارتعاش، برادیکنسیا، سفت شدن عضلات و تعادل ضعیف هستند. معمولا ً علایم پارکینسون ابتدا در یک سمت بدن پدیدار می شوند و با گذشت زمان به سمت دیگر هم راه پیدا می کنند.

تغییراتی در حالت صورت و چهره روی می دهد، از جمله ثابت شدن (fixation) حالت صورت (ظاهرا ً احساسات کمی بر چهره نمایان می شود) و یا حالت خیرگی چشم ( به دلیل کاهش پلک زدن). علاوه بر این ها، خشک شدن شانه یا لنگیدن پا در سمت تحت تاثیر قرارگرفته عوارض دیگر (عادی) این بیماری است. افراد مسن ممکن است نمایان شدن یک به یک این نشانه های پارکینسون را به تغییرات افزایش سن ربط بدهند، ارتعاش را به عنوان “لرزش” بدانند، برادیکنسیا را به “آرام شدن عادی” و سفت شدن عضلات را به “آرتروز” ربط بدهند. حالت قوز (stooped) این بیماری را هم خیلی از این افراد به سن یا پوکی استخوان (osteoporosis) ربط می دهند. هم بیماران مسن و هم بيماران جوان ممکن است بعد از بیش از یک سال که با این عوارض روبرو بوده اند برای تشخیص به پزشک مراجعه کنند.

از هر صد نفر بالای سن شصت سال یک نفر به پارکینسون مبتلا می شود، و معمولا ً این بیماری در حدود سن شصت سالگی آغار می شود. افراد جوانتر هم می توانند مبتلا به پارکینسون شوند. تخمین زده می شود که افراد جوان مبتلا به پارکینسون (مبتلا شده در سن چهل یا کمتر) ۵ تا ۱۰ درصد کل این بیماران را تشکیل می دهند.

ازدست دادن حس بويايي پيش نشانگر بيماري پاركينسون است
بروز اختلال در حس بويايي با ابتلا به بيماري پاركينسون مرتبط شناخته شده است. اكنون يك تحقيق جديد نشان مي‌دهد از دست دادن حس بويايي اولين علايم باليني بيماري پاركينسون را از چندين سال قبل پيش بيني مي‌كند.

دكتر وبستر راس سرپرست اين تحقيق مي گويد غربالگري حس بويايي مي‌تواند به تشخيص زودهنگام بيماري پاركينسون قبل از ظهور علايم حركتي اين بيماري كمك كند.
راس از نظام مراقبتهاي بهداشتي هونولولو و همكارانش اطلاعات مربوط به يك آزمون استاندارد تشخيص بو مربوط به ۲ هزار و ۲۶۷ مرد ژاپني تبار را كه در يك تحقيق پيري شركت كرده بودند مورد ارزيابي قرار دادند.
تمام اين افراد در زمان شروع تحقيق فاقد زوال عقل يا علايم باليني پاركينسون بودند.
شركت‌كنندگان در اين تحقيق كه ميانگين سن آنان ۸۰ سال بود مدت هشت تحت نظر قرار گرفتند.
طي اين مدت بررسي در ۳۵ مرد بيماري پاركينسون تشخيص داده شد. ميانگين سرانه بروز اين بيماري ۶/۲۴ مورد در هر ۱۰ تن است. ميانگين زمان تشخيص اين بيماري چهار سال و ميانگين سن بيماران ۸۳ سال است.
از در نظرگرفتن تاثير بالقوه سن در ابتلا به اين بيماري، ميزان سرانه ابتلا به پاركينسون براي كساني كه بالاترين امتياز تشخيص بو را داشتند ۴/۸ در هر ۱۰ هزار تن بدست آمد درحالي كه در كساني كه پايين‌ترين امتياز تشخيص بو را كسب كردند ۵/۵۴ مورد در هر ۱۰ هزار تن در سال بود.
مرداني كه كمترين قدرت بويايي را داشتند ۲/۵ برابر كساني كه قويترين حس بويايي را داشتند به پاركينسون مبتلا شدند.
اين تحقيق نشان داد بروز اختلال در حس بويايي ابزار غربالگري مفيدي براي شناسايي افرادي است كه در مراحل بعدي عمر در معرض ابتلا به پاركينسون هستند.
اين تحقيق در صورت امكان توقف يا كند كردن پيشرفت بيماري اهميت زيادي خواهد داشت.
مشروح اين تحقيق در شماره ماه فوريه ۲۰۰۷ میلادی سالنامه نرولوژي منتشر شده است.

تست تشخیصی این بیماریدر حال حاضر تست خون یا بررسی های آزمایشگاهی دیگری برای تشخیص این بیماری در دسترس نیست. پزشکان گاهی بررسی نورولوژیک و اسکن مغز را برای اطمینان از عدم وجود بیماری های دیگر توصیه می کنند. تشخيص بيماري معمولاً مبتني بر معاينه فيزيكي است . بررسي هاي طبي براي رد ساير اختلالات ممكن است توصيه گردد.

پیشرفت بیماری پارکینسون

بعد از بیماری آلزایمر (Alzheimer)، بیماری پارکینسون معمولترین بیماری مخرب اعصاب (neurodegenerative) به حساب می آید. پارکینسون يک بیماری مزمن و همیشه در حال پیشرفت است. این بیماری نتیجه از بين رفتن یا ضعیف شدن و لطمه خوردن سلول های عصبی در مغز میانی (سوبستانتیا نیگرا – substantia nigra) است. این سلول های عصبی ماده ای به نام دوپامین، ترشح می کنند. دوپامین پیام های عصبی را از سوبستانتیا نیگرا (مغز میانی) به بخش دیگری از مغر به نام کارپوس استراتوم (corpus stratum)، می برد. این پیام ها به حرکت بدن تعادل می بخشند. وقتی سلول های ترشح کننده دوپامین در سوبستانتیا نیگرا (substantia nigra) می میرند، مراکز دیگر کنترل کننده حرکات بدن نامنظم کار می کنند.

این اختلال ها در مراکز کنترل بدن در مغز باعث به وجود آمدن علایم پارکینسون می شوند. اگر ۸۰% سلول های ترشح کننده دوپامین از بین بروند، علامتهای پارکینسون پدیدار می شوند. علایم پارکینسون در مراحل اوليه بيماری ملایم و بیشتر اوقات در یک سمت بدن دیده می شوند و گاه حتی احتیاج به درمان پزشکی ندارند. ارتعاش در حالت استراحت یک علامت ویژه بیماری پارکینسون است، که یکی از معمولترین علایم های پارکینسون به حساب می آید. ولی بعضی از مبتلایان پارکینسون هیچ وقت با این مشکل برخورد نمی کنند. بیماران ممکن است دست لرزان خود را در جیب یا پشت پنهان کنند یا چیزی را برای کنترل ارتعاش در دست نگه دارند. لرزش می تواند بیشتر از هر محدودیت جسمی دیگر اثر منفی روحی داشته باشد.

با مرور زمان علایم اوليه بدتر و وخیم تر می شوند. یک رعشه ملایم تبدیل به یک ارتعاش مزاحم و ملموس می شود. ممکن است تکه کردن غذا و استفاده از دست مرتعش به مرور زمان سخت تر شود. برادیکینسیا (آرام شدن حرکت) به مشکلی کاملا محسوس بدل می شود که محدود کننده ترین علامت و اثر پارکینسون است. آرام شدن حرکت می تواند مانع انجام عادات روزانه شود: لباس پوشیدن، ریش زدن و یا حمام کردن ممکن است وقت بسیار زیادی از روز را بگیرند. تحرک ضعیف می شود و مشکلاتی بوجود می آورد مانند نشستن و برخاستن از صندلی یا اتومبیل، و یا غلتيدن در رختخواب. راه رفتن آهسته تر می شود و بیمار حالت قوز پیدا می کند ( سر و شانه به طرف جلو تمایل پیدا می کند). صدای بیمار یک نواخت می شود. کمبود تعادل می تواند باعث افتادن بیمار شود. دست خط ریزتر (میکروگرافیا – micrographia) و ناخوانا می شود. حرکات غيرارادی مانند حرکت دست در حال پیاده روی کم می شود.

علایم پارکينسون معمولا ًدست یا پای یک طرف بدن اختصاص دارد ولی با مرور زمان به دست یا پای سالم همان طرف هم سرايت می کند. این علایم پیشرفت می کند تا سمت دیگر بدن را هم تحت تأثیر قرار دهد. معمولا ً این پیشرفت تدریجی است اما سرعت این پیشرفت از بیمار تا بیمار تفاوت دارد. مهم است که بیماران پارکینسون در حال پیشرفت علایم با پزشک خود صحبت و مشورت کنند تا پزشک بتواند درمان را برای بیمارش فراهم کند زیرا بدن هر بیمار به طور مختلف و متفاوت به داروهای گوناگون واکنش نشان می دهد. هدف از درمان برای بیماران از بین بردن علایم نیست بلکه تحت کنترل درآوردن عوارض است. اين امر می تواند به بیمار کمک کند تا مستقل عمل کند و یک کنترل مناسب برای این بیماری مزمن بوجود آورد. این بیماری از بین نخواهد رفت ولی کنترل عوارض آن می تواند تا حد زیادی جلوی ناتوان کردن و از کار افتادگی را بگیرد.

بیماران پارکینسون اغلب از اين موضوع که بيماری آنها همواره در حال پيشرفت است، آگاه هستند و اين موضوع می تواند باعث نگرانی شديد آنها شود. مبتلایان پارکینسون ممکن است بخواهند خود و مشکلات خود را بیش از حد نیاز تحت کنترل درآورند و خود را با ديگر افراد مبتلا مقایسه کنند. نگرانی در مورد پیشرفت بیماری و امکان ادامه کار هم غيرعادی نيست.

پیشگویی و تخمین زدن پیشرفت این بیماری در یک بیمار مشخص غیر ممکن است. سرعت پیشرفت و محدودیت های جسمی و روحی در بیماران مختلف متفاوت است. نوعی راهنمایی برای تشخیص پیشرفت این بیماری در بیماران مختلف بر اساس پیشروی بیماری از زمان تشخیص وجود دارد ولی این تنها در حد یک پیشنهاد است.

وقتی محدودیتهای جسمی پارکینسون به حدی برسد که کارهای روزمره سخت شوند، درمان علایم پارکینسون آغاز می شود.

علل
علت اين اختلال در اغلب موارد ناشناخته است . بعضي موارد آن ناشي از داروهايي نظير فنوتيازين ها؛ آسيب مغزي ؛ تومورها؛ آنسفاليت پس از آنفلوانزا؛ عفونت با ويروس هاي داراي رشد آهسته ؛ يا مسموميت با مونواكسيدكربن (احتمالاً) مي باشد.

ژن LRRK2 شايع‌ترين علت ژنتيكي هر دو نوع خانوادگي و غيرقابل پيش‌بيني پاركينسون است.

محققين دانشگاه جان هاپكينز به پروتئيني دست يافته‌اند كه ممكن است بهترين هدف براي مبارزه با بيماري پاركينسون باشد.

پايگاه اينترنتي دانشگاه جان هاپكينز اعلام کرد ، طي سال گذشته ( ۲۰۰۷ میلادی )مشخص شد كه ژن مولد اين پروتئين كه LRRK2 ناميده مي‌شود شايع‌ترين علت ژنتيكي هر دو نوع خانوادگي و غيرقابل پيش‌بيني پاركينسون است. با اين حال تاكنون كسي نمي‌دانست پروتئين مربوط به اين ژن چه كاري با سلول‌هاي مغزي انجام مي‌دهد و آيا مي‌توان آن را دستكاري كرد يا خير؟

بر همين اساس اكنون محققين دانشگاه جان هاپكينز متوجه شده‌اند كه پروتئين LRRK2 بخشي از يك گروه از پروتئين‌هاست كه به نام كيناز شناخته مي‌شوند و مانند بقيه اعضاي اين خانواده به كنترل فعاليت‌هاي ساير پروتئين‌ها از طريق انتقال گروه‌هاي كوچكي به نام فسفات‌ها به داخل آنها كمك مي‌كنند. اين تحقيق همچنين نشان مي‌دهد كه دو نوع جهش مربوط به پاركينسون در اين ژن باعث افزايش فعاليت انتقال فسفات به داخل پروتئين‌هاي فوق مي‌شود

بيماري پاركينسون و حمله خواب ‪ Narcolepsy‬با يكديگر وجه مشترك دارند.

اين مطالعه كه در شماره ژوئن ۲۰۰۷ مجله “مغز” منتشر شده است نشان مي‌دهد كه افراد مبتلا به پاركينسون بايد تحت يك دوره درمان باليني متفاوتي قرار گيرند كه احتمالا علائم خواب آنها را بهبود مي‌بخشد.

“جري سيگل” از “موسسه علوم عصبي و رفتار انساني سمل” در دانشگاه كاليفرنيا و “توماس سنيكال” متخصص اعصاب در همين دانشگاه تعيين كرده‌اند كه بيماران مبتلا به پاركينسون تا ‪ ۶۰‬درصد از سلول‌هاي مغزي حاوي “پپتيد هيپوكرتين” (‪ (peptide hypocretin‬را از دست مي‌دهند.

در سال ‪ ،۲۰۰۰‬تعدادي از محققان علت حمله خواب را كاهش هيپوكرتين كه تصور مي‌شود در تنظيم چرخه خواب حائز اهميت است، معرفي كردند.

به گفته سيگل، گزارش اخير به يك علت مشترك اختلالات خواب اشاره مي‌كند كه با اين دو بيماري در ارتباط است و نشان مي‌دهد كه درمان بيماران مبتلا به پاركينسون با استفاده از هيپوكرتين و يا آنالوگ‌هاي هيپوكرتين مي‌تواند اين علائم را از بين ببرد.
عوامل افزايش دهنده خطر
گرچه عوامل افزایش خطر ناشناخته است و تحقیقات آکادمی در کتاب های مرجع ذکر نشده است ولی در چند سال اخیر تحقیقات مختلف احتمال تاثیر موارد زیر را نشان می دهد لازم به ذکر است این تحقیقات در سال ۲۰۰۷ میلادی ( ۱۳۸۶ شمسی ) انجام شده و در سمینارهای پزشکی و مجلات علمی ارائه شده است :

حشره كش ها خطر ابتلابه بيماري پاركينسون را افزايش مي دهند
بر اساس گزارش محققان آمريكايي كه بر روي ۶۰۰ بيمار مبتلابه پاركينسون مطالعه كرده بودند، اعلام كردند: حشره كش ها خطر ابتلابه بيماري پاركينسون را افزايش مي دهند. محققان آمريكايي پس از مطالعه بر روي ۶۰۰ بيمار اعلام كردند: افرادي كه در معرض حشره كش ها قرار مي گيرند ۱/۶ برابر بيشتر از ديگران در خطر ابتلابه پاركينسون قرار دارند.

مصرف چربي‌هاي اشباع نشده، خطر ابتلا به بيماري پاركينسون را كاهش مي‌دهد
مطالعات اخير نشان داده‌اند كه رژيم‌هاي غذايي حاوي مقادير بالاي چربي‌هاي اشباع نشده، خطر ابتلا به بيماري پاركينسون را كاهش مي‌دهد.
رژيم غذايي مديترانه‌اي كه شامل انواع سبزي، ميوه و حبوبات است خطر ابتلا به بيماري پاركسيون را كاهش مي‌دهد.
يافته‌هاي جديد محققان نشان مي‌دهد افرادي كه از رژيم‌هاي غذايي حاوي مقادير بالاي چربي‌هاي اشباع نشده استفاده مي‌كنند، ۳۰ درصد كمتر از كساني است كه از اين رژيم‌هاي غذايي استفاده نمي‌كنند به بيماري پاركينسون دچار مي‌شوند.
اين چربيهاي اشباع نشده در رژيم‌هاي غذايي كه شامل انواع سبزي، حبوبات، ميوه و روغن‌هاي گياهي است يافت مي‌شوند.
بيماري پاركينسون يك اختلال عصبي تدريجي است كه به وسيله كاهش سلول‌هاي مغزي توليدكننده دوپامين‌هاي شيميايي به وجود مي‌آيد. نبود اين سلول‌ها منجر به از دست دادن كنترل ماهيچه‌هاي صاف و لرز‌هاي غيرقابل كنترل مي‌شود

کمبود اسید فولیک عاملی برای بروز آلزایمر و پارکینسون
آلزایمر، بیماری فراموشی است، بیماری که دراثر آن فرد قدرت تفکرش را از دست داده و نزدیکان خود را به خاطر نمی آورد و گاهی به دلیل ناتوانی دراستفاده از ذهن می میرد .

طی تحقیقاتی مشخص شد میزان اسید فولیک در خون افراد مبتلا به آلزایمر پائین است و در تحقیق دیگری مشاهده شد مصرف کم سبزیجات سبز رنگ موجب افت اسید فولیک خون و بروز لخته های خونی درمویرگهای مغز و آسیب به بافت مغز می شود که فراموشی را در پی دارد.

همچنین کمبود دریافت اسید فولیک به بروز پارکینسون در موشهای تحت بررسی در آزمایشگاه انجامید .

مطالب فوق اهمیت مصرف اسید فولیک را نشان می دهد

احتمال ابتلا به پاركينسون در بيماران مبتلا به ديابت نوع دو بيشتر است.

محققان دريافتند احتمال تشخيص پاركينسون در سال‌هاي بعدي عمر بيماران مبتلا به ديابت نوع دو، ‪۸۳‬ درصد بيشتر از افراد عادي است.

اين خطر براي مردان و زنان مساوي است و مستقل از ساير عوامل خطرزا مي‌باشد.

محققان در شماره آوريل ۲۰۰۷ نشريه “مراقبت از بيماران ديابتي” نوشتند، ديابت تا حدودي به دليل ايجاد اضافه وزن خطر ابتلا به پاركينسون را افزايش مي‌دهد.

داشتن اضافه وزن و انجام ندادن كافي حركات ورزشي با ابتلا به ديابت نوع دو كه شيوع آن در سراسر جهان رو به افزايش است، ارتباط دارد. ديابت مي‌تواند به نابينايي، از دست دادن دست و پا، بيماري قلبي و مرگ زودهنگام منجر شود.

پاركينسون يك اختلال حركتي است كه بر اثر نابودي برخي سلول‌هاي مغزي بروز مي‌كند.

افراد مبتلا به پاركينسون ابتلا به لرزش مبتلا مي‌شوند اما اين بيماري غيرقابل علاج مي‌تواند به فلج و نهايتا مرگ منجر شود.

عوامل اصلي خطرساز براي ابتلا به پاركينسون هنوز شناخته نشده است اما برخي مطالعات نشان مي‌دهند كه احتمالا برخي موارد ابتلا به پاركينسون بر اثر قرار گرفتن در معرض مواد شيميايي مانند آفت كش‌ها بوده است.

تنها در آمريكا حدود يك ميليون نفر دچار پاركينسون هستند.

دكتر “گنگ هو” و همكارانش در موسسه ملي بهداشت عمومي در هلسينكي در فنلاند، وضعيت ‪ ۵۱‬هزار و ‪ ۵۵۲‬مرد و زن فنلاندي ‪ ۲۵‬تا ‪ ۷۴‬ساله را براي مدت ‪ ۱۸‬سال پيگيري كردند.

هيچ‌يك از اين افراد در ابتداي اين مطالعه بيماري پاركينسون نداشتند.

محققان دريافتند كه حدود ‪ ۶۰۰‬نفر از اين افراد در انتهاي اين مطالعه به پاركينسون مبتلا شدند و در ميان آنان ، احتمال داشتن ديابت تقريبا دو برابر افرادي بود كه دچار اين بيماري نبودند
پيشگيري
پيشگيري خاصي ندارد.
عواقب مورد انتظار
اين بيماري در حال حاضر غيرقابل علاج محسوب مي گردد. ولي ، علايم آن با درمان قابل تسكين يا كنترل است . اين بيماري طول عمر را چندان كاهش نمي دهد.
تحقيقات علمي علل و درمان اين بيماري ادامه دارد و اين اميد وجود دارد كه درمان هاي مؤثر و نهايتاً علاج بخش براي آن ارايه گردند.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme